سوالات ام را بدین شکل آغاز میکنم :
_ لطفا این پروسه رو توضیح بدید که چگونه است که امروز شاهین نجفی رو با این مشخصه ها می شناسیم و آهنگ هایش را می شنویم؟ اینکه فرضا یک فرد معترض در درون جامعه را می بینیم که برای اعتراض اش زبان موسیقی خاصی رو انتخاب کرده است و یا چیزی همانند این و یا غیر از این ؟ در واقع بگو که چطور به عرصه ی موسیقی معترض در ایران راه پیدا کردی؟
من خود را از نسلی میدانم که با شعر دهه ی هفتاد بالید و تلاش کرد هنر و مخصوصا ادبیات را با زبان شفاهی امروزی در هم بیامیزد . شعر و ترانه از مشروطه به بعد سرشاراز المان هایی ست که از مشخصه های هنر معترض است.اما این فاکتور ها را من در موسیقی بسیار کمرنگ تر میدیدم. در بهترین حالت ، عموم کارهایی که معترض جلوه می کردند توامان با نا امیدی و انفعال و نزدیک به سنت مرثیه سرایی بودند. از این رو تلاش کردم که با استفاده از زبان حال مردم و پیوند آن با ادبیات غنی فارسی و موسیقی مدرن از راک و رپ و بلوز مشخصا به کاری معترض و عاصی بپردازم.
_ اعتراضی که در اشعار شما هست بسیار متفاوت است با اعتراضات اشعار گروه های دیگر. شاید بتوان به یک معنا اعتراض آنها را روبنایی تر و اعتراض شما را زیر بنایی تر خواند ، اما خواستم نظر شما را درباره ی این موضوع بدانم که در رابطه با اشعار و آهنگ گروه های دیگر چگونه فکر میکنید؟
البته بررسی کار های دیگران به این صورت درست نیست .ما در بسیاری از مبانی با یکدیگر مشترک هستیم فقط تمرکز مان روی موضوعات و زبان و شکل کار متفاوت است . مباحثی وجود دارند که به عقیده ی من زیر بنایی هستند یعنی فلسفه ، هنر ، مذهب ، سیاست ، اقتصاد و شاخه های تحلیلی همچون روان شناسی ، جامعه شناسی و….هنر مدرن و معترض باید به حداقل شناخت از این مباحث مسلح باشد در غیر این صورت جز کلی گویی و شعار چیزی نصیب اش نمی شود.
_ موسیقی رپ با تاکید بر کلمات است که معنا می یابد ، آیا علت انتخاب این سبک از موسیقی از سوی شما این بوده تا بتوانید اعتراض تان را مستقیم تر به گوش جامعه برسانید؟
رپ موسیقی گفتار است .بله اینجا ما با کلام در شکل روایی اش روبرو می شویم و این کمک می کند برای تصویر کردن مفاهیم در ذهن مخاطب.
_ از نظر شما آیا موسیقی وسیله و ابزار مناسبی برای انتقال افکار و عقاید است ؟ترجیح می دهم موسیقی را ابزار ندانم .اما یقینا موسیقی با حجم معنایی وسیعی که دارد نمی تواند جدا از بستری فکری باشد .هنر قائم به خویش است و این مولف است که واسطه ای می شود میان عضوی با انباشت تاریخی نا مشخص از زبان و فرهنگ و فلسفه با کلیتی متشکل که خود نیز در آن زیست می کند. پس در مجموع هر اثر هنری و مشخصا موسیقی باز یافت واقعیت و دگردیسی آن در پروسه ای ذهنی در برابر جامعه است.
_ شما انتقاداتی را به خوانندگانی که به لس آنجلسی معروف شده اند داشته اید، خواستم بیشتر در این مورد توضیح دهید و آیا تصور می کنید که آنها هیچ گروه اجتماعی را نمایندگی نمیکنند؟ در همین رابطه توضیح دهید که شما مایل هستید که صدای کدام گروه ، دسته و یا طبقه در جامعه باشید؟زمانی بود که از تاثیر موسیقی و ترانه هایی اینچنینی بر عامه ی مردم نگران بودم . اما امروز بی تفاوتم چون هنر مدرن ایران راه خود را میرود و مخاطب خود را دارد و می داند که چه می کند و چه می خواهد. این بحث برای من از موضوعییت خارج شده است .انتظار از موسیقی بالا رفته است و مخاطب با کمی دقت می فهمد که از کدام منبع می تواند سیراب شود.
_ در جاهای دیگر گفته اید که مطالعاتی هم دارید ، خواستم تا توضیح دهید که مطالعات ات در چه زمینه ای هستند و آیا آنها ارتباطی با موسیقی ات دارند؟ در ادامه به ما بگو که به نظر شما کسی که با این رشته (موسیقی ) سروکار دارد، از نظر شما نیاز به مطالعات در چه زمینه هایی دارد؟من در خواندن نیز همچون زندگی شخصی ام شلخته هستم اما جامعه شناسی ، فلسفه و تاریخ و نیز ادبیات بیشترین بخش از خوانده های من است . من نمی فهم هنرمندی امروزی را که فیلم نمی بیند ، تئاتر را نمی شناسد و موسیقی را با دقت گوش نمی کند .به همین دلیل به عقیده ی من هنرمند (اگر معنای روشنفکری را تعدیل کنیم) باید روشنفکر باشد ، با زایشی که در هنر دارد.
_ تصور می کنید که هنرمندان اساسا در هر جامعه ای و خصوصا در جوامعی که در حال تحول هستند ، در کجای آن جامعه ایستاده اند و چه تاثیری بر روند تحولات جامعه دارند؟ فرضا آیا می توان گفت که در بهترین حالت می توانند دست به بازنمایی تحولات و اتفاقات بزنند و یا چیزی بیش از این ؟در کلیشه می گوییم که”هنرمند وجدان بیدار جامعه است” یعنی او همچون دیگران می زید اما آن قسمت از واقعیت را که دیگران به صورت شهودی می بینند او با هنر بازسازی می کند و به واقعیت می افزاید .هنرمند تصور می کند و اینگونه است که رویایی چون پرواز کردن در هنر بالیده می شود و با علم به ثمر می نشیند . هنرمند جوامع در حال تحول تصویر گران فردا هستند در ذهن جامعه . آنها ممکن است خطوطی در حد طرح ارائه دهند اما همین خطوط وقتی به بدنه ی جامعه تزریق شود و وقتی انتظارات انسان را متعالی کند آرزوها به عمل نزدیک می شوند.
_ درباره ی حوادثی که اخیرا در ایران اتفاق افتاده است ، آیا این حوادث بروی آهنگ هایتان در آینده تاثیری به جا خواهد گذاشت و در این صورت این تاثیر را چگونه ارزیابی میکنید؟یقینا. در آلبومی که به زودی منتشر می کنیم نیز این تاثیر وجود دارد. من تصمیم داشتم که بیشتر روی تجربه های زبانی در ترانه و شکل و اسلوب موسیقی کار کنم و در حال حاضر این وقایع از انتزاعی شدن کار ها جلوگیری می کنند.
_ آیا حوادث ایران را در دراز مدت مثبت ارزیابی میکنید؟بهتر است بگویم که منتظر و نگرانم .حوادث ایران باید تحلیل شود . ما خواست هایی فوری داریم و نیز خواست هایی که زمانی بیشتر را می طلبند . من دوست دارم که ما انکار کننده باشیم و نه کسانی که نفرت می ورزند و شعار “مرگ” سر می دهند که در این صورت داریم خودمان را دور می زنیم .ما نیاز به بازسازی یا بهتر است بگوییم ساختن بستر فرهنگی جدیدی داریم تا به استاندارد های یک جامعه ی در حال رشد نزدیک شویم و در ابتدای امر باید در میان خودمان تمرین کنیم .
_ معروفترین آهنگ های شما در ارتباط با مسئله زنان و تبعیض و نابرابری های گذشته بر زنان در جامعه است . از آنجایی که بنا به خصوصیت این موسیقی ، تنها اعتراض در ترانه ها شنیده می شود ، و بنا به این که در جایی ترانه “حق زن ” را مانیفست خواندید ، به صورت اثباتی برایمان بگویید که تصور میکنید چگونه می توان این نابرابری و تبعیض را ازمیان برداشت؟
تغییر قوانین ضد زن و پذیرش حقوق زنان بر مبنای استاندارد جوامع مدرن.
تغییر ساختار فرهنگی جامعه که ابتدا شامل دگرگونی روابط اجتماعی و خصوصی نامکتوب در جامعه می شود و نیز ضمانت اجرایی برای رسیدن زنان به حقوق مدنی است که البته منوط به تغییر قانون اساسی است .
تشکیل نهاد های مدنی غیر دولتی فعال حقوق زنان . من حدس می زنم که مردان ایرانی مشخصا باید منتظر انقلابی جنسی در ایران باشند .
شروع این جریان را در شهر های کوچک و بزرگ می بینیم و زنان ایرانی باید انتظارات خود را بالا تر ببرند . فقط تغییر قوانین ضامن آزادی زنان نیست بلکه شورش فرهنگی دختران و زنان ایرانی ست که می تواند پولک های سیاه تعصب و حماقت سنتی و دینی را از چشمان مردان بیرون آورد.
_ آهنگ “آواز خوان در خون” را به نظر می رسد برای فریدون فرخزاد خوانده اید. درباره ی این ترانه کمی توضیح بدهید.من فریدون را برای وحشی بودن اش می ستاییم . به او به عنوان یک همجنس گرا که حداقل در بدترین زمان ممکن به آنچه که بود عمل می کرد احترام می گذارم . او در سبک زندگی یک شاعر تمام عیار بود. این ترنه ادای احترامی بود به او .
_ برایمان بگویید که در حال حاضر مشغول تهیه ی چه کاری هستید ؟تا مدتی دیگر آلبوم جدید من با حمایت “انتشارات پامس” در آلمان به صورت رسمی منتشر می شود .جدای از این آلبوم کار هایی با مایه های راک و بلوز را به مرور منتشر می کنم. و همچون گذشته نیز کار هایم در سبک رپ نیز به صورت سینگل منتشر می شوند. اما آلبوم فقط برای فروش عرضه می شود.
با تشکر از شاهین نجفی که این گفتگو را پذیرفت.